مهاجرت
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
در متن این مقاله از هیچ منبع و ماخذی نام برده نشدهاست.
شما میتوانید با افزودن منابع بر طبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید.
مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد.
مهاجرت عبارتاست از جابهجایی مردم از مکانی به مکانی دیگر به منظور کار یا زندگی. مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکنندهای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت میکنند. دلیل دوم میتواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد.
اگرچه مهاجرت بشر برای مدت صدها هزار سال وجود داشته ودارد، “مهاجرت” در مفهوم مدرن به حرکت و کوچ افراد از یک ملیت- کشور به کشور دیگر ، که در آنجا شهروند نیستند ، محسوب می شود. مهاجرت بطور ضمنی به اقامت درازمدت با مهاجرت اطلاق می شود توریستها و بازدید کنندگان موقتی و کوتاه مدت به عنوان مهاجرت شناخته نمی شوند. اما با وجود این، مهاجرت فصلی کارگران و نیروی کار ( بطور نمونه برای مدت کمتر از یک سال ) اغلب به عنوان شکلی از مهاجرت بحساب می آیند. میزان جانی مهاجرت ، درشرایط کامل بالا ولی در شرایط مرتبط پایین است.بر طبق آمار تخمینی سازمان ملل متحد در حدود 190 میلیون مهاجر بین المللی در سال 2005 وجود داشته است، که 3% از کل جمعیت دنیا را شامل می شود. 97% بقیه جمعیت دنیا در کشورها ومحلهایی زندگی می کنند که به دنیا آمده اند یا بطور خانوادگی زندگی کرده اند.
عقاید جدید در مورد مهاجرت به توسعه و پیشرفت مربوط می شود، مخصوصا در قرن نوزدهم میلادی به ملیت ها و کشورهایی با معیارهای مشخص شهروندی پاسپورت وکنترل دائم و مسمتر مرزها وحدود و قانون ملیت وجود داشته است.شهروندی و تابعیت یک کشور- ملیت به یک نفر خارجی و بیگانه حق اقامت در آن کشور و منطقه می داد ، ولی اقامت بخاطر مهاجرت منوط به شرایط بود که توسط قانون مهاجرت تعیین می شود. مهاجرت بدون تایید رسمی می تواند طبق این قوانین یک خلاف تلقی بشود، و حتی اگر آن به عنوان خلاف تعریف نشود ، دولتها معمولا برای مهاجرت غیر قانونی بازداشت و حبس تعیین می کنند. این ملیت ها- کشورها همچنین مهاجرت را یک مورد سیاسی ، با تعریف وطن و تابعیت اصلی یک ملت را که به عنتوان میراث شراکتی نژادی و/ یا فرهنگی اصلی بشمار می آید ، در بیشتر موارد مهاجرت شرایط نژادی و فرهنگی مختلفی ÷یدا می کند. این مسئله باعث تنش های اجتماعی ترس و واهمه از خارجی و برخورد و مقابله با هویت ملی وبومی ، در بسیاری از کشورهای توسعه یافته به حساب می آید.
فهرست مندرجات
toggleToc()”نهفتن]
”
//< ![CDATA[
if (window.showTocToggle) { var tocShowText = "نمایش"; var tocHideText = "نهفتن"; showTocToggle(); }
//]]>
[ویرایش] آمارهای جهانی مهاجرت
آمارهای مهاجرت به افرادی اشاره می کند که از یک کشور به به کشور دیگری ، برای مثال ، مهاجران نسل اول، مهاجرت کرده اند. در موارد غیر رسمی ، اصطلاحاتی مانند ، “مهاجر”، یا “خارجی” اغلب برای نشان دادن ویژگیهای نژادی و قومی اقلیتهای مهاجران، بدون توجه به محل تولد یا شهروندی آنها استفاده می شود.
برطبق “گزارش منشیگری عمومی سازمان مهاجرت بین المللی و توسعه” بیشتر مهاجران بین المللی در کشورهای توسعه یافته دارای درآمد بالا یعنی در حدود 91 میلیون در سال 2005 می باشند. کشورهایی که درآمد کم یا کمتر از حد متوسط را دارند ، دارای 51 میلیون مهاجر بین المللی می باشند. تعداد کل مهاجران بین المللی در ایالات متحده امریکا در بیشترین حد آن ، یعنی 39 میلیون نفر است . بالاترین درصد مهاجران در نیروی کار و کارگران در کشورهای حوزه خلیج فارس محاسبه شده که 90% در امارات متحده عربی، 86% در قطر، 82% در کویت، 64% در عمان که این جریان مهاجرت فقط از کشورهای فقیر به کشورهای ثروتمند نمی باشد: در حدود یک سوم مهاجران بین المللی از یک کشور توسعه یافته به کشور دیگری مهاجرت می کنند. در اروپا ، فقط لوکزامبورگاین میزان را با 45% نیروی کار خارجی دارد. در کشور سویس، 22% از نیروی کار از خارجیان تشکیل می شود ، اما در کشورهای دیگر اروپایی ، کمتر از 10% خارجی هستند”(کلمه خارجی معادل کلمه مهاجر نیست). در 41 کشور ، بیش از یک پنجم جمعیت از مهاجران خارجی تشکیل شده است.
[ویرایش] انواع مهاجرت
مهاجرت خارجی، بین کشورها صورت میگیرد و مهاجران از کشوری به کشور دیگر مهاجرت میکنند در حالی که مهاجرت داخلی جابهجایی بین نواحی داخلی یک کشور است. حرکت روزانه مردم از حومهها و شهرکهای اطراف به داخل شهرهای بزرگ به منظور رفتن به محل کار یا استفاده از خدمات داخل شهرها، نوعی مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت روزانه گفته میشود.در این نوع مهاجرت مردم در شب به محل سکونت خود بازمیگردند. حرکت کوچنشینان و جابهجایی کارگران از شهرها به روستاها در فصل میوهچینی، نوع دیگری از مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت فصلی میگویند.
پناهندگی نوعی از مهاجرت خارجی است که عوامل دافعه در مبدا؛مردم را مجبور به نقل مکان می کند. به عنوان نمونه،تشکیل دولت اسرائیل زمینه ساز پناهندگی بسیاری از فلسطینی ها به اردن، مصر، سوریه و لبنان شد. حمله شوروی به افغانستان و جنگهای داخلی در آن کشور، باعث پناهندگی افغانها به ایران و پاکستان گردید. خشکسالی، قحطی و جنگ های داخلی باعث پناهندگی سکنه اتیوپی به کشورهای مجاور شد.
برخی مهاجرتهای خارجی با هدف دستیابی به منابع طبیعی و ثروت و یا دستمزد و رفاه بیشتر انجام میپذیرد که به آن مهاجرت اختیاری گفته میشود.در این گونه مهاجرتها کشور مبدا دچار مشکلات اقتصادی است. به عنوان نمونه مهاجرت اروپاییان به آمریکا، استرالیا، کانادا و آفریقا در قرن نوزدهم یک مهاجرت اختیاری است. مهاجرت کارگران ترکیه به آلمان غربی پس از جنگ جهانی دوم، و مهاجرت مردم اتریش، مجارستان،یوگسلاویبه آلمان پس از سال ۱۹۸۹ نیز مهاجرتهای اختیاری هستند.
کشورهای مهاجرپذیر نیز از نیروی کار مهاجران نفع میبرند. بسیاری از کشورهای صنعتی برای گردش اقتصاد خود به نیروی کار ارزان مهاجرین نیاز دارند. مهاجران به ویژه در بخشهای کشاورزی، ساختمان، رستورانداری و هتلداری، مراقبت از سالمندان، نظافت و خدمتکاری منازل مشغول به کار هستند. حتی در درون اتحادیه اروپا نیز انجام کار محدودیتهای اقامتی برای بعضی از کشورها دارد و این امر رسماً به مهاجرت و کار غیرقانونی دامن میزند. در واقع در بحثهای مربوط به مهاجرت غالباً چنین جلوه داده میشود که مهاجرین خود را به زور به جوامع مرفهتر تحمیل میکنند. در این میان نه تنها به علل مهاجرت، که ریشهی بسیاری از آنان، مناسبات اقتصادی جهانی است، اشاره نمیشود، بلکه در مورد منافع سرشاری که از راه مهاجرت قانونی و غیرقانونی نصیب سوداگران میگردد نیز سکوت میشود. [۱]
[ویرایش] آثار مهاجرت
طبق برآورد سازمانهای مدافع حقوق بشر، سالانه بین ۶۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار انسان توسط قاچاقچیان از مرزها عبور داده شده و به فروش میرسند که ۸۰ درصد از این افراد دختران و زنان هستند. بسیاری از این افراد به کارهای سیاه و غیرقانونی واداشته میشوند، و مورد استثمار و بدرفتاری قرار میگیرند.[۲]
در وضع قوانین مربوط به مهاجرین، به جای پذیرفتن آنان به عنوان شهروندان جامعه، کنترل آنان به عنوان حاشیهنشینان جامعه مد نظر قرار میگیرد. به این ترتیب مهاجرین آخرین حلقههای زنجیر سلطهی قدرتمندان را با هستی خود تنیده میبینند و زنان مهاجر رنگ جنسیتی را در شمایل این زنجیر باز میشناسند.[۳]
[ویرایش] مهاجرت و زنان
اگرچه زنان نیز مانند مردان، به دلایل مختلفی از جمله دلایل سیاسی، وجود جنگ و یا فرار از فقر و گرسنگی مهاجرت میکنند، اما تعداد زیادی از زنان مهاجر هم از نظر اقتصادی به مردان وابسته هستند، و هم قوانین مهاجرت، اقامت آنان را به زندگی با مردان منوط میسازد. زنانی که به عنوان همسر، به مردی که ساکن یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا است ملحق میشود، اجازهی اقامتاش در صورت جدایی از شوهر لغو میشود. به این ترتیب خطر استثمار جنسی و اقتصادی زنان مهاجر به طرز چشمگیری وجود دارد و این زنان در معرض انواع و اقسام تعرضات قرار دارند.[۴]
طبق آمار رسمی تعداد زنان مهاجر که در درون مرزهای کشورهای اتحادیه اروپا به کارهای غیرقانونی اشتغال دارند، ۴۴ درصد و آمار زنان بیکار ۱۹ درصد کل زنان مهاجر در این کشورها است. به این ترتیب زنان مهاجر در درون خانواده به علت وابستگی اقامتی به مرد استثمار میشوند، در محیط کار از کمی دستمزد و شرایط دشوار کاری در رنجاند، و در جامعه به عنوان زن مهاجر در مقابل سیاستها و اعمال خشونتآمیز نژادپرستانه قرار دارند.[۵]
[ویرایش] علل مهاجرت
تئوریهای سنتی مهاجرت بین موارد “عوامل رانده شدن” و عوامل جذب وکشش” تفاوت و تمایز قائل می شوند که عوامل راندن و رانده شدن در وهله اول به تحریک و انگیزش افراد برای مهاجرت از کشور مبدا باعث می شود. این موارد مانند مهاجرت اقتصادی یا کاری ( معمولا مهاجرت نیروی کار)، تفاوتهایی در میزان و سطح دستمزدها عوامل مهم و تعیین کننده هستند. افراد فقیر از کشورهای کمتر توسعه یافته یا در حال رشد “می توانند” استانداردهای بالای زندگی در کشورهای توسعه یافته بیش از کشور اصلی خود داشته باشند.فرار از فقر و نداری یک عامل سنتی رانده شدن، فراهم وموجود بودن استخدام |شغل به عامل جذب کنندگی و کشش مربوط می شود. مهاجران می خواهند که مبالغی به افراد خانواده و فامبل خود بفرستند. بلایای طبیعی می تواند جریان مهاجرت ناشی از فقر ونداری را شدت بخشد. این نوع از مهاجرت ممکن است در کشور مقصد مهاجرت غیرقانونیباشد ( مهاجرت از این نوع می تواند در بعضی از کشورها غیرقانونی تلقی شود ولی یک مورد خلاف نمی باشد).
المزيد