بـــــنــت الفــــــــلاحيــــة

ليــــــــــــــدالــــــــــــــي اســــــــــــــــــدي


افتخار کن که عرب هستی: رضا وشاحي

أكتوبر 24th, 2009 كتبها ليدالي اسدي نشر في , تاريخ, مقاله فارسي

بخش دوم

 

دوران طلایی اسلامی علم

 

بخش اول را اینجا بخوانید

 

http://rezawashahi.blogspot.com/2008/11/blog-post_23.html

 

 

2009-10-23

 

سرکوب فارس ها و واپس گرایی های ایجاد شده موجب شده است که ما عرب های اهوازی احساس حقارت کنیم. نسل جوان عرب ما با فرهنگ درخشان خود آشنا نباشد و خجالت بکشد به زبان زیبای عربی صحبت کند. تاریخ نخواندن باعث شده است که از افتخارات علمی خود غافل مانده و از خدماتی که ما اعراب به جهان علم نموده ایم بی خبر بمانیم. مقاله کنونی به بخش افتخارات و خدمات علمی ما در دوران طلایی اسلام می پردازد. در این مقاله بسیار از تحقیقات پروفسور جیمز الخلیلی استاد فیزیک دانشگاه ساری در بریتانیا استفاده شده است. که این تحقیقات به شکل مستندی از تلویزیون بی بی سی منتشر شد. و اکنون به شکل یک کتاب منتشر شده است. خود وی یک عرب عراقی است و یکی از افتخارات دوران ما می باشد. من خودم در طی این تحقیق به مواردی برخوردم که شگفت زده شدم.

 

وجه تسمیه

 

علت نامگذاری این دوران به نام دوران طلایی اسلامی این است که در بستر فرهنگی اسلامی آن دوران و اکثرا به دست دانشمندان مسلمان شکل گرفت. البته همانطور که می دانیم همه این دانشمندان عرب نبودند و همه هم مسلمان نبودند و از ملیت های مختلف در این حرکت و جنبش علمی شرکت داشتند. صحبت ما در اینجا در مورد دانشمندان عرب است. این دوران از قرن هفتم میلادی شروع می شود و تا قرن دوازدهم میلادی ادامه پیدا می کند.

 

به مدت پنج قرن منطقه خاورمیانه و سرزمینهای عربی منبع تولید و توزیع علم بوده اند. بسیاری از علومی که امروز برای ما آشنا هستند در این دوران پایه گذاری شدند. این علوم شامل از عطری  می شود که ما روزمره استفاده می کنیم تا دندان دردی که ما را به دکتر دندانپزشک علمی    می کشاند. شامل دیکشنری و دایره المعارفی می شود که ما برای اطلاعات بیشتر باز می کنیم تا محاسباتی که کامپیوتر و لپ تاپ ما می شود. شامل منوی غذای سه کورسه ای است که در رستوران سفارش می دهیم. شامل الکلی می شود که میزان آن اندازه گیری شده و در  میهمانی های شبانه نوش جان می کنیم. شامل عکس های شگفت انگیزی می شود که در وب سایت ناسا می بینیم.

 

شروع این دوران

 

شروع این دوران با پایه گذاری بیت الحکمه در بغداد شروع شد. در این محل دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان کتابهای علمی جهان را به زبان عربی ترجمه کردند. به میزان وزن هر کتابی که ترجمه می شد به نویسنده طلا می دادند. در هیچ دوره ای از تاریح در مقایسه با این دوره، مترجمین این احترام را نداشته اند.

 

بزرگترین اختراع این دوران چه چیزی بود؟

 

بزرگترین اختراع این دوران تولید کاغذ به شکل انبوه بود. هر چند که اختراع کاغذ توسط چینی ها و مصری ها در دوران قدیم صورت گرفت ولی نحوه تولید آن به شکل سری بود و یا برای تولید انبوه آن کاری  صورت نگرفته بود.

 

انقلاب کشاورزی عربی

 

در این دوران یکی از مهمتریت تحولات در علم کشاورزی صورت گرفت. بر اثر گسترش سرزمین های اسلامی محصولات مختلفی همراه با دانش و نحوه کشت آنها وارد سرزمین های اسلامی شد[i]. انواع غلات مختلف از آفریقا وارد خاورمیانه شد. ذرت خوشه ای و مرکبات از چین وارد شد. برنج، منگو، نی شکر و کتان از هند وارد شدند. مجموعه این دانشی که جمع آوری و تولید شد موجب یک انقلاب کشاورزی در زمینه شناخت و روش آبیاری و زراعت شد که تا آن زمان در جهان بی سابقه بود. اصولا عده ای این دوران را حتی جهانی شدن غلات نامگذاری کرده اند[ii].

 

برای اولین بار اعراب صنعت شکر را ایجاد کردند که می توانست به شکل انبوهی شکر تولید کند و تولید شکر را صنعتی کردند. بر اساس نوع خاک تولیدات محصولات را ترتیب دادند. کشاورزی علمی را بر اساس سه عامل فصل، باران و زمین ایجاد کردند. دایره المعارف های متعددی در مورد کشاورزی نوشتند و دستاوردهای علمی خود را طبقه بندی کردند. در نتیجه موفق شدند برای اولین بار بزرگترین کشتزارهای غلات را ایجاد کنند. قبل از آن تولید با این حجم بالا امکان پذیر نبود[iii].  

 

اقتصاد

 

به علت تولید وسیع غلات و نیاز روز افزون جهانی برای آن بازار وسیعی به شکل جهانی ایجاد شد. این اولین نمونه ابتدایی کاپیتالیست و سرمایه داری بود[iv]. و این برخلاف نظریه های رایج است که اولین نمونه های کاپیتالیسم را در ونیز جستجو می کند.

 

به کسانی که به دنبال مفهوم عجیب اقتصاد سوسیالیستی اسلامی می گردند توصیه می شد که این قسمت از تاریخ اقتصادی را بخوانند.

 

اولین نمونه های شرکت های بزرگ با فرم های حقوقی جدید شکل گرفتند: موفذا به معنای امروزی پارتنرشیب یا شرکت شراکتی و تضامنی بود. مضاربه شرکتی بود که به آن امروزه می گوییم لیمیتید پارتنر شیپ یا با حقوق شرکتی محدود بود.

 

انبوهی از اصطلاحات اقتصادی امروزه آشنا مانند اعتبار، ضمانت کالا، نقدینه گی، حساب پس انداز، حساب جاری، نرخ بهره، پیگیرد قانونی و غیره در این دوره شکل گرفتند[v].

 

سیستم بانکداری جدید در جهان ایجاد شد. شما می توانستید پولی را در بانکی در بغداد بگذارید و به همین مقدار در بانکی از اسپانیا با فاصله زمانی چند روز، نقد کنید[vi].

 

صنعت

 

انقلاب علمی مسلمانان به انقلاب صنعتی بسیار نزدیک شده بود. موتورهای ماشینی بسیاری توسط مسلمانان در مورد استفاده از انرژی آبی و بادی، طراحی شدند. اولین بار از انرژی موجود در سدها استفاده شد.

 

تاثیر این کارهای صنعتی به حدی بود که کلمه ماشین در زبان انگلیسی از فعل ماشي در عربی به معنای حرکت کردن و رونده گرفته شد.

 

از مهمترین اختراعات این دوره توربین های آبی، جر ثقیل بود.

  

بزرگترین دانشمند و افتخار این دوره کیست؟

 

آیا بزرگترین داشنمند و قهرمان علمی این دوره ابوعلی سینای یهودی است که خدمات گسترده ای به پزشکی، زیست شناسی، فلسفه و غیره کرد؟ آیا العباس بن فرناس است که شیشه غیر رنگی و لنز مطالعه و ساعت آبی و دستگاه هواشناسی و مترونوم را اختراع کرد؟ آیا براداران مشهور بنو موسى بودند که ماشین ها و قطعات اتوماتیک مانند والو، ماسک گاز و دریچه های اطمینان را اختراع کردند؟ آیا الجزري بود که وی را می بایست پدر علم مکانیک نامید که میلنگ و ماشین های دو زمانه را طراحی کرد و در کتاب مشهور خود نحوه ساختن پنجاه ماشین را که خود طراحی کرده بود شرح داد؟ آیا موسى الخوارزمي ترک بود که جبر و لگاریتم را کشف کرد؟ آیا ابن الشاطر[vii] بود که قطب نما را اختراع کرد و ساعت مشهور آفتابی مسجد اموی را طراحی کرد؟ آیا جابر ابن حیان عرب بود که پایه گذار علم شیمی امروز بود و اسید نیتریک و هدروکلرویک و  سولوفوریک و سیتریک را کشف کرد؟ آیا إبن إسحاق الكندي بود که تحقیقات وی موجب تولید عطر به شکل علمی شد و نوشته های وی در مورد اهمیت محیط زیست اولین نمونه های جنبش سبز به شمار می رود و همچنین اولین نویسنده تئوری موسیقی عربی به شمار می رود؟ آیا زكريای رازی بود الکل را کشف کرد؟ آیا احمد بن رشد بود که فلسفه اگزستانسیالیسم را پایه گذاری کرد؟ آیا ابن خلدون بربر بود که جامعه شناسی را ایجاد نمود و مفهوم اقتصاد سیاسی و فلسفه تاریخ را ایجاد نمود؟ و لیست البته بسیار طولانی است.‎‎

 

در واقع ما امروزه می دانیم که بزرگترین دانشمند این دوران کسی نبود جز حسن بن الهيثم که وی متولد بصره بود.( او را احوازی هم حساب کنید) اهمیت وی در این است که اولین بار بحث روش و متد علمی را مطرح نمود. و علم را بر اساس مشاهده و تجربه روشمند نمود. این روش البته هفتصد سال بعد به بار نشست. امروزه در هر دانشگاهی در جهان درس می خوانید در هر
آزمایشگاهی به تحقیق مشغول هستید، مدیون ابن حیثم هستید. کتاب اوپتیک وی توسط ایزاک نیوتن مهمترین کتاب در تاریخ فیزیک معرفی شده است[viii].

 

ابن حیثم همانطور که بسیاری به درستی گرفته اند اولین دانشمند علمی جهان است. او پایه گذار مبحثی شد که امروز به نام فلسفه علم شناخته می شود. کارهای علمی وی ششصد سال طول کشید تا توسط کپلر ادامه پیدا کند و تکمیل شود. ابن حیثم دویست کتاب علمی نوشت. ناسا بخشی از کره ماه به نام الحازم را به افتخار الحیثم نامگذاری نمود[ix]

المزيد


واقعه 18 تیر کوی دانشگاه و کشتار بیرحمانه دانشجویان بیگناه ,توسط دژخیمان اسلام نما را هرگز تاریخ ازیاد نخواهد برد

يوليو 9th, 2009 كتبها ليدالي اسدي نشر في , اخبار العالم -جهان, تاريخ, حوادث, صور من الجرائم, يوتوب,کليب,فلم

  كسي نيست به اين دجال بگوید که کلام ده سال قبل شما وحالا چرا از زمین تا آسمان فرق کرده؟

  • بخشی از سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای پس از حمله به کوی دانشگاه تهران

با «سلام» واقعه کوی دانشگاه آغاز شد

 

۱۳۸۸/۰۴/۱۷

 

 

 

آن روزها، بحث تصویب قانون جدید مطبوعات در مجلس پنجم داغ‌تر از همیشه بود، کمتر کسی را می‌شد پیدا کرد که درباره سعید اسلامی یا امامی- متهم اصلی پرونده قتل‌های زنجیره‌ای- چیزی نشنیده باشد یا نداند.

او که سال‌ها معاون وزیر اطلاعات بود، در پی وقوع قتل‌های زنجیره ای در پاییز ۱۳۷۷، به عنوان متهم ردیف اول معرفی و بازداشت شده بود. اما پس از مدتی گفته شد که در زندان با استفاده از داروی نظافت خودکشی کرده است.

تیتر روزنامه سلام به مدیرمسئولی سید محمد خویینی‌ها، نقطه آغاز ماجرایی پر حادثه شد.غروب روز بعد، معلوم شد که چاپ چنین جمله‌ای می‌تواند به بهای تعطیلی روزنامه‌ای، حتی به اهمیت و وزن سیاسی «سلام» تمام شود.

صبح پنج شنبه، بدون «سلام» آغاز شد و شب آن روز آبستن رویدادهای حیرت‌آور دیگری بود.

۱۶ تیر ۱۳۷۸مجلس شورای اسلامی کلیات طرح اصلاح قانون مطبوعات که بسیاری از آن به عنوان «طرح محدود کننده مطبوعات» یاد می‌کردند تصویب شد.

فردای آن روز - ۱۷ تیر ۱۳۷۸- با حکم دادستانی روزنامه سلام توقیف شد. پنج شنبه شب، تعدادی از دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران در خیابان کارگرشمالی (امیر آباد شمالی)، در اعتراض به توقیف روزنامه سلام گرد هم آمدند. دانشجویان، خواستار رفع توقیف از سلام و عدم تصویب طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس شده بودند.

ادامه اعتراض از محوطه کوی دانشگاه به خیابان کشیده شد. ماموران نیروی انتظامی و پس از مدتی، نیروهای معروف به «لباس شخصی»، نیز از راه رسیدند. نیمه‌های شب، درگیری مختصری میان دانشجویان و ماموران نیروی انتظامی روی داد. دانشجویان پس از سنگ‌پرانی، یکی از سربازان نیروی انتطامی را به گروگان گرفته با خود به داخل خوابگاه دانشجویی بردند و پس از مدتی، آزادش کردند. نیروهای انتظامی، که گفته می‌شد لباس‌شخصی‌ها نیز همراه آنان بودند، در نخستین ساعات بامداد جمعه ۱۸ تیر ماه وارد محوطه کوی دانشگاه شدند و حوادث پس از آن، ۱۸ تیر، را به روزی نمادین تبدیل کرد.

بنابر گزارش‌ها بسیاری از دانشجویان کتک خورند و بازداشت شدند.


کوی دانشگاه به هم ریخته و تخریب شده است؛ شهر تهران، روز جمعه با این خبری از خواب برمی‌خیزد و پس از آن درگیری‌ها تا پنج روز ادامه می‌یابد. روزنامه‌های اصلاح طلب با تیتر‌های گوناگون از «به خون کشیده شدن کوی دانشگاه» خبر می‌دهند.

امیر آباد شمالی، تبدیل به خبر سازترین نقطه ایران می‌شود، اما موج تطاهرات و اعتراضات به سایر خیابان‌ها هم کشانده شده. نیروهای ضد شورش در سراسر شهر حاضرند و روزنامه‌ها در روز، گاه تا سه نوبت چاپ می‌شوند.

دانشجویان شنبه در امتحان‌های آخر ترم شرکت نکردند و به نشانه اعتراض در کوی متحصن شدند. دانشجویان دختر ‌هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری پیشین جمهوری اسلامی را بین خود نپذیرفتند. موسوی لاری، وزیر کشور برای دانشجویان سخنرانی کرد اما دانشجویان انتظار حضور خاتمی در بین خود را داشتند.

درگیری، به ویژه در اطراف کوی دانشگاه، میدان انقلاب و دانشگاه تهران ادامه دارد. خبرها حکایت از کشته شدن یک نفر -عزت ابراهیم نژاد- که آن شب میهمان کوی دانشگاه بوده، داشت.

این عکس از احمد باطبی نخست به حکم اعدام و بعد به ۱۰ سال زندان برای او انجامید. عکسی که بر جلد مجله اکونومیست منتشر شد.

 

 

 

 

  

مقامات دانشگاه تهران، از میلیاردها ریال

المزيد


کشتی نوح بعد از 4000 سال پیدا شد!

يونيو 10th, 2009 كتبها ليدالي اسدي نشر في , اخبار العالم -جهان, تاريخ

آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. 

به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد: 

«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد. 

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. 

 بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟» 


 

تصویر ران ویت درپارك ملی كشتی نوح 

طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد. 
 

وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند. 
 

 پارك ملی كشتی نوح 

تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ 
داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند. 
  


تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی 

اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد. 
…خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد.. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ

المزيد


چند مطلب تاریخی از فان پاتوق

يونيو 9th, 2009 كتبها ليدالي اسدي نشر في , تاريخ

آدم و حوا در آفريقا زندگي مي‌كردند؟
ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ و ساعت ۲۳:۱۱:۳۵

معناي پاسارگاد چيست؟
ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۹ فروردين ۱۳۸۸ و ساعت ۱۰:۱۰:۰۹

آيا ميدانيد حضرت يوسف (ع) بعد از فوت چگونه دفن شدند؟
ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۸۸ و ساعت ۱۹:۰۷:۴۶

وصيت نامه داريوش كبير
ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۵ فروردين ۱۳۸۸ و ساعت ۱۸:۰۶:۰۵

روزی که امیر کبیر گریه کرد!
ارسال شده در تاریخ يكشنبه ۱۶ فروردين ۱۳۸۸ و ساعت ۱۵:۰۳:۱۸

10 پايتخت باستاني جهان
ارسال شده در تاریخ يكشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۷ و ساعت ۲:۰۲:۰۶

كشف سنگ‌نوشته مرقد امام رضا(ع)+عکس
ارسال شده در تاریخ يكشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۷ و ساعت ۲:۰۲:۰۶

کشتی نوح چگو

المزيد


نص المنشور في جريدة الحديث حول معرض التراث العربي الاهوازي

مايو 19th, 2009 كتبها ليدالي اسدي نشر في , تاريخ, مقالات عربية/مقاله

 

المعرض التراث العربي الاحوازي التي فتح ابوابه لأول مرة في مدينة الاحواز الحبيبة في يوم السبت 10\11\1383 الشمسي ويصادف عام 1فبراير2005الميلادي  وايضا بتاريخ الهجري في 21 ذي الحجه1425

مكان المعرض كان قرب الجسر الخامس علي ضفاف نهر كارون مقابل مجمع ساحل السياحي ونشرة الاعلان جريدة الوقت "الحديث" العدد21-في تاريخ13-11-1383

مديرة المعرض: بنت الفلاحية

النص التي تم نشره في جريدة الحديث العدد21 "في اول فبراير2005 " نقدمه لكم:

اقامت موسسه خير النساء الثقافيه الغير حكومية الناشطة في الاهواز بالتعاون والتنسيق مع دائرة التراث الثقافي بمحافظة خوزستان معرضا للتراث العربي الاهوازي  تم افتتاحه صباح يوم السبت 10-11-1383تزامنا مع حلول عيد الغدير الاغر وذكري احتفالات عشرة الفجر(تاريخ الوحيد الذي حضر النظام يعطي لنا المجوز الرسمي حتي نقم بتشكيل المعرض وباسم احتفال ايام الثوره , لئن مايعطون اي مجوز بخلال السنين الذي نطالب بتشكيل معرض التراث العربي في ساير الايام), خلال الاحتفال حضره جمع حاشد من ا لمواطنين المحبين للتراث والفنون الشعبيه العربيه وعدد من الشخصيات الثقافية واساتذه الادب العربي وكوكبه من رجال السياسه والمسئولين المحليين رغم برودة الطقس في هذا الشهر من فصل الشتاء علي ضفاف نهر كارون. وقد بدء حفل الافتتاح بقرأة"قران الكريم" تلاها المقري خليل ناصري  ثم قدمت "السيدة بنت الفلاحية" مديرة المعرض كلمة رحبت بها بقدوم الضيوف والمشاركين في حفل الافتتاح وشكرت مساعي الحميده والجهود الخيره التي بذلها الاخوة المتعاونون ومسئولي الدوائر الحكومية المحلية المعنية بالشان اللثقافي والتراثي وكافة الجهات الشعبية التي ساعدت وساهمت في اقامة هذا المعرض التراثي الرائع وتحقيق هذا الانجاز الثقافي الهام وشرحت اثناء حديثها المقتضب جوانب المعرض واجنحته المختلفه واعربت عن املها الوطيد ان يشكل هذا المعرض باكوره عمل لانطلاق سائر المعارض والاعمال الثقافيه والتي من شانها تبيان التراث العربي الاهوازي و احياءه و ابرازه للجيل الصاعد والاجيال المقبله كي يتسني لهم التعرف علي طريقة العيش وانماط الحياة التي كان الآباء والأجداد يعيشون علي اساسها والظروف العصيبه التي مرت عليهم طوال العهود المنقضيه من الزمان. بعد ذالك القي الشاعر الشعبي الاهوازي الحاج محمدرضا الاسدي قصيده وابياتا من الشعر الدارج حول مناسبة عيد الغدير وولاية الامام علي بن ابيطالب عليه السلام اعتقبته محاضره قيمه حول تاريخ الاهوازالعريق الحافل والمنعطفات التاريخية الحاسمه والنقاط الايجابية والضارب بالقدم قدمها الباحث والمورخ السياسي المخضرم الحاج حميد الطرفي الامين العام لحزب الثقلين الاسلامي اشار فيها الي اهم الاحداث والوقائع اللتي حدثت طوال التار

المزيد


بزرگترین حکاکی بر صخره ها \\ اعظم نقش علي الصخر بالعالم

مايو 14th, 2009 كتبها ليدالي اسدي نشر في , تاريخ, صور متنوعه/عکسها, عجايب العالم

هنر ساخت مجسمه و بنا از دل سنگ ها و صخره ها قدمتی 5000 ساله دارد، با هم مروری می کنیم بر پانزده بنای بزرگی که برخی بسیار شناخته شده و دیگران گمنام ترند.

 

 

 

 

 

 

 

 

المزيد


تصاویر مردم سنگ شده شهر پمپی ایتالیا

مايو 12th, 2009 كتبها ليدالي اسدي نشر في , تاريخ, حوادث, صور متنوعه/عکسها, عجايب العالم

حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.

همان طور که خدا می گوید در سنت الهی تغییر وجود ندارد «مشرکان با نهایت تأكید به خدا سوگند خوردند كه اگر پیامبرى انذاركننده به سراغشان آید، هدایت یافته‏ترین امّتها خواهند بود امّا چون پیامبرى براى آنان آمد، جز فرار و فاصله‏گرفتن از (حق) چیزى بر آنها نیفزود اینها همه بخاطر استكبار در زمین و نیرنگهاى بدشان بود امّا این نیرنگها تنها دامان صاحبانش را مى‏گیرد آیا آنها چیزى جز سنّت پیشینیان و (عذابهاى دردناك آنان) را انتظار دارند؟! هرگز براى سنّت خدا تبدیل نخواهى یافت، و هرگز براى سنّت الهى تغییرى نمى‏یابى»(سوره فاطر 42-43)

البته هیچ تغییری در سنت و قانون الهی پیدا نخواهد شد. هر کس در مقابل این سنت بایستد و عصیان کند مشمول همین قانون خواهد شد. شهر پمپی که نمایشی از انحطاط و سقوط اخلاقی امپراطوری روم بود به سر انجامی همانند قوم لوط دچار گردید.

 این شهر نیز به وسیله انفجارهای آتشفشانی کوه «وزوو» نابود شد آتشفشان وزوو سمبل کشور ایتالیا و قبل از آن نشانه شهر ناپل است . کوه آتشفشانی وزوو اگرچه طی دو هزار سال گذشته آرام بوده است اما نام آن را کوه اخطار گذارده اند. چنین نامی به دلیل فجایع و حوادثی بوده است که در تاریخ از این کوه به ثبت رسیده است. فاجعه ای که برای «سدوم و عمورا» روی داد شباهت زیادی به حوادث تخریب گر شهر پمپی داشته است. در سمت راست وزوو شهر ناپل و سمت شرق آن شهر پمپی قرار دارد. مذاب وخاکستر ناشی از فوران آتشفشانی که دو هزار سال پیش روی داد حیات را از این شهر برچید. حادثه آنقدر ناگهانی روی داد که همه چیز در شهر به همان حالت که در اثنای زندگی روزمره بود دست نخورده ماند و امروز دقیقا به همان گونه که دو هزار سال پیش بودند باقی است. گویی زمان منجمد شده است.

اینکه شهر پمپی از صفحه زمین با چنین  بلایی محو شد ، بی هدف و اتفاقی نبوده است. اسناد تاریخی نشان می دهد که این مرکز هرزگی و فساد به آنچنان فحشایی محشور بود که حتی فاحشه خانه ها هم چنین شهرتی نداشته اند. مردان به شکل کاملا عریان بر در فاحشه خانه ها می ایستادند. بر اساس سنتی که ریشه اش اعتقادات میتراپرستی بوده است اندام انسان وم

المزيد


وهاب خانجي - نظره وتحليل على تاريخ و مسيرة النضال الشعب العربي الاحوازي

مايو 7th, 2009 كتبها ليدالي اسدي نشر في , تاريخ, مقالات عربية/مقاله

 

نظره وتحليل على تاريخ و مسيرة نضال الشعب العربي الاحوازي من ثورة الغلمان الى خمسة عشر نيسان

 

 

 

منذ وان وطئت اقدام الشوفينيه الفارسية ارض الاحواز والقضاء على حضارة اسلافنا العيلامين على يد الامبراطورالفارسي بما يسما كورش من هنا بدء الصراع الضاري بين اصحاب الارض الاصلين والقادمين من وراء جبال زاجروس. وراح کلن من الطرفين يحاول أثبات وجوده والحفاظ على كيانه و وجوده على الأرض. ومن هنا أنوجد الصراع بين الإنسان المعتدي والإنسان صاحب الأرض الشرعي .استمر هذا العراك على مدى العصور الغابرة وراح ينتقل هذا النضال عبر الأجيال ولم يهدئ يوم بتاتا عبر كل هذه السنين العجاف من التاريخ .حتى جاءت الفرصة التاريخية لأجدادنا مثل بني العم وبني حنضلة الذين هم من بطون بني تميم المعروفة تاريخيا بأصالتها العربية و كما هذا جاء على لسان المؤرخ الفارسي ((سيد احمد الموسوي)) مع ان هذا المؤرخ كان يكن العداء للعرب والمسلمين والدليل على كرهه للعرب و للإسلام أبدل اسمه إلى احمد كسروي وكان في وقته أيضا يكن العداء الشديد لشيخ خزعل أخر أمراء الاحواز.ذكر هذا المؤرخ في مقا له في سنة 1304 شمسيه1929 م في مجلة ((أينده الفارسية)) حيث ذكر وكان ينقل من تاريخ الطبري هكذا جاء بان((الملك اردشير بابكان)) مؤسس سلسلة الساسانيه حينما ذهب إلى محاربة اردوان أخر ملوك سلسلة الاشكانيه في قرن الثلاثين من قرن الميلادي قد استفاد من بعض القبائل التي تسكن الأحواز آنذاك(( خوزستان كما سماها رضا شاه بلفارسيه )) مثل قبيلة بني العم وبني حنضلة وهذا دليل قاطع على عروبة الأحواز.ذكر أيضا وقال حينما جاءت جيوش الإسلام إلى فتح بلاد فارس وتحرير الأحواز من نير الاستعمار الفارسي نهضت هذه القبائل لنصرة أبناء عمومتهم كما جاء على لسان احمد كسروي بالنص ولذا أضيفكم معلومة تاريخيه أول من اقترح فكرت فتح بلاد فارس وتحرير الأحواز هو سلمان الاحوازي العربي وهو من أهل مدينة رامز العربية (( كما أنعرف بسلمان الفارسي )) وكونه ارض الأحواز في ذلك العهد انضمت إلى ارض فارس في عهد كورش وكانت الأحواز جزء من وادي الرافدين الذي احتلوها الفرس وعلى هذا سمي سلمان الفارسي ولكن سلمان كان عربيا احوازين والدليل على هذا قول محمد (ص) حينما قال ان سلمان من أهل البيت وحينما قال نبينا(ص) حاشاه لن يقول عبث لأنه كان يعلم بأنه سلمان عربيا ولذا نسب سلمان إلى أهل البيت وسلمان الرامزي هو من أهل رامز ويرجع نسبه إلى بني شيبان التي لا تزال هذه القبيلة موجودة في رامز و أول من ناضل ضد ظلم الساسانين الذين كانوا يضطهدون شعوب المنطقة آنذاك هو سلمان وكان مطلوب ومطارد من قبل سلطات الامبراطورية الفارسية وكان يعيش حياة خفية لأن السلطات كانت تطارده حتى خرج ليلا من الأحواز قاصد ارض الرافدين ومن ثم إلى ارض الحجاز وأول من رفض دين المجوسية وصار نصراني ومن ثم التحق بمحمد(ص) وعلى يد النبي محمد(ص) صار مسلم وكان من مثقفي وتقدمي ومتجدد زمانه وكان يرفض السكون والتوقف في مكان واحد ولذا خطط لتحرير الأحواز والخلاص من ظلم الساسانية وهو الذي أعطا فكرة تحرير لاحواز وفتح بلاد فارس إلى محمد(ص)في سنة637م آنذاك ولذا نرى أبناء شعبنا منذ البداية رفضوا الوصاية والاحتلال ومن فمهم ندينهم حينما صرح كاتبهم احمد كسروي على حقانية أرضنا العربية و وجودنا على الأرض التي نحن فيها حاليا ونرى بعد انقراض الدولة العربية العباسية أي في تاريخ1509تشكلة أول دولة عربية احوازية باسم دولة المشعشعين التي دامت ثلاث قرون التي ضربت سكة كعملة للدولة .كما أعقبت هذه الدولة أمارت بني كعب التي دامت أيضا قرنين و هذا كما جاء في كتاب احمد كسروي((باسم تاريخ پنصد سال خوزستان))((خمس مئت سنة من تاريخ الأحواز)) ولذا نرى شعبنا قدم آلاف الشهداء والسجناء منذ ان داست إقدام الفرس أرضنا المقدسة ولم يزل شعبنا مستمر ويناضل بشتا أنواع النضال من سلبي وايجابي و مع كل النواقص والعيوب ألتنظيمية وغياب النظرية العلمية للتنظيم التي عرفناها ولو متأخرين ولذا طبق التجارب التي كشفناها و كانت سر العيوب أولا غياب الوعي والشعور النضالي والسياسي وعدم تطبيق علم الارتباط التنظيمي وهذا هو يعتبر مفتاح النضال الذي يدعم كل حركة سياسية للوصول إلى أهدافها ومن الواجب على كل الذين يمارسون النضال و خاصة القياديين وأصحاب التنظيمات لكي يخلقون كوادر علمية سياسية من اجل ان يستطيعون خلق تنظيم رصين ومتماسك بحيث يلتزم هذا الكادربالثوابت التنظيمية و من اجل أن يعرف كيف ومتى يستعمل التكتيك المناسب في إثناء العمل النضالي و يجب ان يعلم متى وكيف يقوم بأي عمل نضالي يستوجب قيامه ولكي ينتظم الشعب في خلايا سرية من اجل الحفاظ على مسيرة النضال و استمرارها كوسيلة للضغط على العدو في كافة المجالات وساحات النضال و الحياة أليومية وعلى هذه التنظيمات الميدانية والسياسية ان تكون حذرة و واعية كل الوعي و عليها من جهة أخرى أيجاد مؤسسات مهنية واجتماعية ومدنية لكي تستطيع من خلال هذه المؤسسات المدنية والتنظيمية تحشد المجتمع في زمن واحد و في مكان واحد كلا في موقعه لاستثمارها لصالح النضال الشعبي لأنه الماضي من نضالنا المتعثر يعطينا المؤشر ويهدينا إلى هذا السؤال لماذا كل هذه السنين من النضال والتضحية البشرية من أبناء شعبنا طيلة أربعة و ثمانين عام لا يتحقق نصرا مهم وقاطع وهذه المدة من الزمن ليس بقصير بينما نرى في هذه ألمدة الزمنية كثيرون من الشعوب التي من بعدنا بدأت بالنضال استقلت و كسبت ألعزة و الكرامة لها ومن خلال هذا جلبت احترام العالم لها . طبعا ما ذكرناه أعلى هو احد الأسباب و نتائج التخلف واضافة على ذلك التخلف الذي أورثناه من الأنظمة المتخلفة التي توالت السيطرة علينا المتمثلة بلشوفينية الفارسية التي تملكت جميع مقدرات شعبنا وحاولت على مدى العصور ان تبقينا متخلفين ثقافيا وسياسيا واضافة على ذلك كونها محتلة وكل محتل يحاول ان يبقي الشعب المحتل متخلفا لكي يطول عمر بقائه أكثر وهنا بيت الفرس وأصبح تخلفنا مضاعف وأكثر سلبيا علينا . والعامل الثالث نسيج مجتمعنا النصف قبلي والنصف مدني ذات عادات ورسومات ورسوبات قبلية ويسودها عدم الوعي الاجتماعي التقدمي الذي يفتقر ثقافة الوعي النضالي وهذا يزيد الطين بلة اضافة على ممارسة الأنظمة الفارسية المعجونة بلشوفينية التي تعمدت بتخلف الشعوب التي تحت هيمنتها من بلوش وكرد وأذرين ونحن عرب الأحواز.لا ننسى طبيعة الأرض التي نعيش عليها انها غير وعره وهذا عامل مهم واستراتيجي كان ان ينبغي على الأرض التي نعيش عليها إذا كانت وعرة ان تحمي التنظيمات السياسية والجماعات المسلحة أن لا تصل أيادي العدو أليهم لذا طبيعة الأرض أيضا لها دور التي تعين أسلوب النضال الذي يجب العمل به.

إذا بعد ما عرفنا العوامل والإمراض ألاجتماعية والسياسية وجيپولتیکية إي علم الأرض التي عاقت مسيرة كفاح شعبنا مع ان لنا مسيرة طويلة من النضال ولو كانت متعثرة ومتقطعة الأوصال وكانت تعلو وتهبط بين فتره طويلة وقصيرة وكانت في مدن مختلفة تنهض كلا على حده وأيضا لنا قوافل من الشهداء ولكن الحاصل لايساوي رأس المال الذي استهلك في هذه الفترة الطويلة من النضال وهو الثمن و دماء وسنين مناضلين شعبنا من نساء ورجال الذين قضوا حياتهم في الشتات وفي سجون الأنظمة الفارسية المتعاقبة لسبب عدم الالتزام التنظيمي و نقصان في نمو الشعور النضالي في كافة ساحات الوطن في زمن واحد و لكي يعطي ثمره بأحسن الحالات. لذا علينا ان نعمل و نخلق عصيان شعبي في كافة المدن من أرضنا في زمن واحد و في هذا الاسلوب سيركع العدو ويثنيه لكي نأخذ حقنا الطبيعي. لذا نشاهد ميدان نضال شعبنا واسع بدءا من ثورة الغلمان أي حرس الشيخ خزعل سنة 1925الذي سقط أول شهيدين فيها على يد جلاوزت رضا خان البهلوي سايس الخيل هما الشهيدين سلطان وشلش. ولكن إذا أردنا نحلل وضع الثورات والانتفاضات التي مرت من خلال تاريخ نضال شعبنا نرى من البداية كانت لا تملك استراتيجيه و لا قياده حكيمة تملك خبره بأمور العسكر كي تعرف و تحافظ على رجالها وعتادها وكيف و متى تهاجم ومتى تتراجع لكي تحقق الانتصار باعتبارها كثورة. والدليل على ذلك ومن باب المثال ثورة الغلمان حينما بدأت كانت تفتقر عدة أسباب منها قلة ألخبرة عند القيادة لأنهم حينما اتجهوا رجال ثورة الغلمان نحو مركز مدينة المحمرة بدءوا بالهوسات ويطلقون النار عشوائيا وكأنهم ذاهبين إلى حفلة زفاف وبالحقيقة ذاهبين إلى مقارعة عدو يريد نفيهم وسلب أرضهم والحقيقة الوحيد الذي كانوا يملكونه هو الإحساس القومي والوطني ورد الفعل الغير منظم وهذا لايكفي لكسب الانتصار على عدو يملك كل مكونات زمانه من القوه العسكرية الذي كان مسلح جيدا في وقته و تسانده كل قوى الاجنبية. والعيب الثاني ان هذه الثورة كانت تفقد أهم مستلزمات الدوام وهي مشاركة الشعب بكثافة في تلك الفترة من الزمن .كان أكثر شعبنا مرتبط بقوانين قبليه ولذا كانت هذه الثورة محصورة على عدة القبيلة و كانت منفردة ومحصورة في منطقه واحده ولذا حينما بدأت الانتفاضة المسلحة من ميدانها و هو قصر شيخ خزعل الذي يقع على حافت الضفة الشرقية من شط العرب مقابل جزيرة آم الرصاص العراقية وتحركوا من منطقة الفيلية حيث يوجد قصر الشيخ خزعل متوجهين نحو مركز مدينة المحمرة الذي يبعد من المبدأ عشرة كيلومترات والعيب الرابع هو أيضا كان مهما للغاية وهو فقدان القاعدة ألشعبية والذي لن يهيئ لها من قبل وكانت في تلك الفترة القوة العشائرية هي القاعدة الشعبية ولذا كانت قاعدتها محدودة على كم قبيلة وفي منطقة واحدة محصورة ولذا حين الوصول إلى مركز المدينة في ساعات الاولى سيطروا على المدينة ولكن بالنتيجة بعد ثلاث ساعات و بسبب ضعف القيادة وقلت العتاد سيطر العدو مرة ثانيه على الساحة مع ان عدد جنود العدو كان عشرين جندي مسلحين ببنادق برنو كما جاء في كتاب((إيران بين دو انقلاب لكاتبه يروا ند ابرآها ميان)) وبعد ما انتصر العدو نصبت المشانق في شارع السيف وسط مدينة المحمرة و على أعمدت الكهرباء مثلما علقت أجساد رجال ثورة العبيد بزعامة البطل(( اسپارتاکوس)) بعدما فشلت ثورة العبيد وكان منظر مهيب وكانوا أكثر من اعدموا من(( بيت سلمان الصالح)) من احد قرى المحمرة البطلة العريقة عاصمة أل كاسب ألكعبية.* و بعد مأسات ثورة الغلمان هيمن السكون على أجواء شارع الوطن ولكن كما قرءنا في تاريخ نضال شعبنا عمره ما ركن ولا استقر مقابل التحدي الفارسي وكما يقول المثل المعروف وراء كل سكون طوفان والتاريخ على ما نقول شهيد ولذا بعد ما رضا شاه اسكت ثورة الغلمان نهضت الحويزة المقدامة و قامت بانتفاضة ضد وجود قوات رضا شاه المعتدية في سنة1928 بزعامة البطل محي الزيبق و أبلت هذه المقاومة بلاء حسن بحيث قاومت ستة اشهر ولكن بسبب قلت السلاح والعتاد وكثرت العدو بالعدة والعتاد وكافة الإمكانيات العسكرية من حمل ونقل((اللجستيكية)) ومعدات وعتاد انسحب الثوار إلى عمق هور الحويزة ومن ثم توقفت الثورة و في النهاية انسحب العدو من المنطقة ولكن كما قلنا بأن شعبنا على طول وجوده على ارض الأحواز كان يدافع عن أرضه ولذا بعد انتفاضة الحويزة ظهرت انتفاضة في أراضي بني طرف البسيتين بزعامة الشيخ البطل يونس العاصي ومساعده البطل ادعير البستان ضد قوات رضا شاه المعتدي وهكذا استمرت هذه ألانتفاضة إلى أكثر من أربعة اشهر لولا قلت العتاد وعدم مناصرة باقي القبائل للثورة التي انعرفت بثورة بني طرف وعلى اثر انتكاسة الثورة استطاع الفاشيستي رضا شاه البهلوي ان ينتهز غياب الثوار اللذين انسحبوا إلى هور العظيم و راح ينتقم من هذه القبيلة و اسر العشرات من عوائل من بني طرف وهجرهم تحت حراب جلاوزته مشيا على الإقدام بالشتاء القارص في تلك الوديان وجبال إيران الوعرة بحيث مات العشرات من الأطفال والنساء والشيب والشباب من الجوع والبرد القارص حتى وصل القليل منهم إلى أراضي ((مازندران )) ولم يزل أثارهم هناك باقية وضلت عار هذه الجريمة إلاإنسانيه في جبين رضا شاه سايس الخيل المجرم إلى الأبد يلعنه تاريخ الانسانيه.

ولكن شعبنا لن يتوقف ولو بعد حين وحينما تتيح له ألفرصة يقاوم المعتدي حتى ولو بأبسط السلاح لذا نشاهد بعد كل ثورة وانتكاسة تتليها ثورة كما فعل شعبنا على طول وجود الفاشية ألفارسية على أرضه. لذا في سنة1940قامت ثورة في ناحية الميناو حيث سكن كعب الدبيس وعرفت بثورة الميناو بزعامة البطل الشهيد ((حيدر الطلييل )) بعدما رضا شاه فرغ من قمع ثورات جنوب الأحواز ذهب إلى صد مقاومة شعبنا في الشمال المتمثل في ذلك الوقت بالقبائل والعشائر بحيث راح يحرض ويدعم خانات وكبار ألاقطاعيين اللر البختيار على النزوح نحو أراضي بني كعب وتصرفها بقوة السلاح وخلق عداء بين قبائل ((البختيار)) أصدقاء وحلفاء شيخ خزعل مستفيد من مقولة ((فرق تسد ))وعلى هذا اندفعت بني كعب بزعامة الشيخ حيدر لدفاع عن أراضيها من غزو المزدوج من أقطاعيين اللر و جيش رضا شاه المحتل ولذا نهضت بني كعب بزعامة القائد البطل حيدر وبدأت المعركة وقاومت بني كعب و استمرت المعركة أكثر من ستة اشهر ولولا تدخل جيش رضا شاه بنفع ألاقطاعيين اللر لانتهت المعركة لصالح بني كعب ولذا حسمت المعركة بسبب قوت السلاح عند الطرف الأخر و عندها رأى القائد حيدر لا جدوى من أستمرار المعركة خوفا من دخول العدو إلى القرية وخوفا على الأطفال والنساء انسحب حيدر ورفاقه إلى الوراء وتوقفت المعركة لصالح العدو ومن ثم اتجه حيدر ورفاقه السبعة إلى هور العظيم بحيث استقروا هناك ولكن رضا شاه لن يكتفي بهذا وطلب من حكومة العراق استردادهم ولكن الحكومة وملك العراق رفض هذا الطلب وراح رضا خان يفكر كيف ينال من الثوار ونهاية استقر فكره أن يدخل القرية و يحجز ويأسر بعض نساء القبيلة بحيث رضا شاه كان يعلم بان العرب كيف يعزون نواميسهم لذا أراد عن طريق هذا الأسلوب إلا وجداني أن يضغط ويحرك وجدان الثوار ألسبعة لكي يسلموا أنفسهم وهكذا فعل و اخذ الأسرى من نساء القبيلة وعلى اثر هذه المأسات راحت احد نساء القبيلة و بعثت رسول إلى البطل حيدر وتناشده وتحرك أحاسيسه وتقول له هو ورفاقه الأبطال كيف تقبل لكم أنفسكم و انتم طليقين ونساء القبيلة في الأسر وانتم الذين ثرتم من اجل الأرض والعرض .وهكذا ناشدتهم لكي يرجعون ويخلصون نساء القبيلة من الأسر وحينما وصل الرسول وبلغ حيدر بلمنى اهتزت مشاعره هو و رفاقه بشده وعلى هذا اجتمعوا وراحوا يناقشون الأمر الذي هز وجدانهم من العمق وقبل أن يتخذوا القرار النهائي فكروا كثير وأخر الأمر باعوا الحيات و اشتروا الموت في سبيل شرفهم وعرضهم وأرضهم الذي ناضلوا من اجلها ا

المزيد


بزرگترین خودکشی‌ دسته جمعی‌ تاریخ

أبريل 28th, 2009 كتبها ليدالي اسدي نشر في , تاريخ

بزرگترین خودکشی‌ دسته جمعی‌ تاریخ 

۳۱ سال پیش: بزرگترین خودکشی‌ دسته جمعی‌ تاریخ

 

 

جیم جونز رهبر یک فرقه مذهبی است که با افکار پوچ و عقب افتاده خود جان مردم را به بازی گرفت. به طور کلی فرقه های مذهبی ایدئولوژیک همواره تلخ ترین صحنه ها را در تاریخ بشر ساخته اند و اکثر اوقات مایه ننگ تاریخ یک کشور بوده اند. جیمز جونز مردی از ایالت ایندیانا با دادن وعده برابری «سیاه» و «سفید» عده ای از مردم را به دنبال خود کشید. دو دلیل زیر بیشترین تاثیر را در اعتماد مردم به حرف های وی داشته است: 1 - دهه شصت و اوایل هفتاد اوج نژادپرستی های امریکا بود 2- مردم از توهمات و عواقب جنگ ویتنام خسته بودند. جونز هم مثل تمامی رهبران مذهبی ایدئولوژیک در جهان در بی هویتی و سردرگمی مردم, خود را مطرح کرد و از خود هویت ساخت و به عبارت دیگر از اب گل آلود ماهی گرفت و خود را عنوان کرد. وعده سرزمین موعود را داد و با سخنرانی در کلیسای خودش (موسوم به معبد مردم) و همین طور در کالیفرنیا تعداد زیادی از مردم را دور خود جمع کرد و حتی در یکی از سخنرانی هایش چنین گفت: "اگر وجود خدا را در من ببینید اشکالی ندارد" و از زاویه ی دیگر می توان چنین دید که کشیش جونز ادعای خدایی می کرده. در سخرانی های بعدی خود قدم های فراتری برداشت و عنوان کرد امریکا دیگر جای ماندن ما نیست و ما باید به سرزمین موعودی مهاجرت کنیم که نه دغدغه ی مالی داشته باشیم و نه از بمب اتمی بترسیم. و در نتیجه یک روز همه را به دور خود ج

المزيد


فيديو وصور:فلسطين في العهد العثماني بافتتاح الشيخ حارث الضاري\ 1

مارس 14th, 2009 كتبها ليدالي اسدي نشر في , تاريخ, مقالات عربية/مقاله, يوتوب,کليب,فلم

فيديو وصور:فلسطين في العهد العثماني بافتتاح الشيخ حارث الضاري

ايهاب سليم-المملكة السويدية-23/2/2009-وكالة الاخبار العراقية واع:

بجهود توجيهات الاستاذ العروبي سرمد عبد الكريم مدير عام وكالة الاخبار العراقية في الدنمارك ومتابعته لتاريخ الامة العربية وتسطيره ,تتشرف وكالة الاخبار العراقية ومنتسبيها ان يفتتح الشيح حارث الضاري امين عام هيئة علماء المسلمين الوكالة بصور نادرة لفلسطين في العهد العثماني تم الحصول عليها مؤخرا من مدينة اسطنبول.

فلسطين في العهد العثماني:

ظلّت فلسطين تابعة للدولة العثمانية طيلة أربعة قرون، ولم تتغير الصورة الإدارية والعسكرية لفلسطين عما كانت عليه أيام المماليك.
وقد استطاع ظاهر العمر شيخ صفد أن يضم إليه طبرية ونابلس والناصرة وعكا سنة 1750 إلى أن ضم أحمد الجزار سورية كلها، واستطاع أن يرد حملة نابليون بونابرت عن عكا سنة 1799.
ثم حكم إبراهيم باشا (ابن محمد علي) فلسطين عشر سنوات إلى أن استعادتها الدولة العثمانية.

 

 وفي السنوات الأخيرة من العهد العثماني كانت فلسطين من الناحية الإدارية تقع في قسمين إداريين:

 

 الأول هو متصرفية القدس المستقلة المرتبطة بوزارة الداخلية في استانبول، وكانت أقضية بئر السبع والخليل وغزة ويافا تابعة لها بالإضافة إلى بيت لحم،

 

والثاني: شمال فلسطين الذي كان يتبع لواءين: لواء نابلس ومن أعماله طولكرم وجنين وطوباس وبيسان، ولواء عكا، ومن أعماله صفد وطبرية والناصرة وحيفا. أما من الناحية العسكرية، فكانت فلسطين جزءًا من القيادة العسكرية العامة لسورية.

فيديو :فلسطين في العهد العثماني

لمشاهدة الفيديو على موقع وكالة الاخبار العراقية في اليوتوب:

http://www.youtube.com/watch?v=5GBJ7XNx-xY

لمشاهدة الفيديو على موقع وكالة الاخبار العراقية في اللايف ليك:

http://www.liveleak.com/item?a=view&…f17_1235256656

لتحميل الفيديو:

http://rapidshare.com/files/200964661/falsten.flv.html

او

http://www.MegaShare.com/597118

لتحميل جميع الصور وعددها 270 صورة:

http://www.MegaShare.com/597157

او

http://rapidshare.com/files/20097156…M-INA.rar.html

المصدر:

http://irq4all.com/ShowNews.php?id=665

100 صورة تم تحميلها على موقعين تحميل للحفاظ على على الارث التاريخي:

الصورة الاولى:

السلطان مع مجموعة من حاشيته في مدينة القدس

http://www.kll2.com/upfiles/N5a39849.jpg

الصورة الثانية:

القدس في العهد العثماني

http://www.kll2.com/upfiles/xBt39849.jpg

الصورة الثالثة:

مدينة يافا

http://www.kll2.com/upfiles/GtT40138.jpg

الصورة الرابعة:

مدينة القدس

http://www10.0zz0.com/2009/02/20/14/590469233.jpg

الصورة الخامسة:

مدينة القدس

http://www3.0zz0.com/2009/02/20/14/575763242.jpg

الصورة السادسة:

اليهود يمارسون طقوسهم الدينة بحرية في القدس

http://www.kll2.com/upfiles/MNQ40547.jpg

الصورة السابعة:

المسيحيون يمارسون طقوسهم الدينة بحرية في القدس

http://www11.0zz0.com/2009/02/20/14/916617580.jpg

الصورة الثامنة:

فلسطيني في العهد العثماني عام 1877

http://www.kll2.com/upfiles/12r40973.jpg

الصورة التاسعة:

القدس عام 1898 وخارطة العهد العثماني

http://www.kll2.com/upfiles/AwX41427.jpg

الصورة العاشرة:

المسجد الاقصى بتاريخ 15/7/1891

http://www7.0zz0.com/2009/02/20/14/204924448.jpg

الصورة الحادية عشر:

السلطان عبد الحميد الثاني

http://www.kll2.com/upfiles/kFT41822.jpg

الصورة الثانية عشر:

غضب السلطان الكبير عبد الحميد الثاني امام المنظمات اليهودية حينما طلبوا منه السماح للاستيطان اليهودي في فلسطين,حيث سجنهم السلطان في سجن مجلس الرابطة,ثم بعد ذلك اصدر اوامر مشدده في اعتقال المهاجرين اليهود غير القانونيين داخل الدولة العثمانية بتاريخ 7/9/1911 كما مدون في الوثائق العثمانية.

http://www10.0zz0.com/2009/02/20/14/666258518.jpg

الصورة الثالثة عشر:

مدينة عكا عام 1789 وتظهر فيها القلعة ومسجد احمد باشا الجزار العثماني

http://www12.0zz0.com/2009/02/20/15/850226681.jpg

الصورة الرابعة عشر:

بيت المقدس عام 1534

http://www.kll2.com/upfiles/hwt43332.jpg

الصورة الخامسة عشر:

العثمانيين في الحج من جنوب القدس عام 1534

المزيد


تاريخ الاحواز بلفارسية \ تاريخ احواز يا اهواز و الوار کوچنده ومهاجر مزدوران جاهل

أكتوبر 7th, 2008 كتبها ليدالي اسدي نشر في , تاريخ, مقاله فارسي

من تاريخ الاحواز الحديث/بالفارسية

مصادر من مدونات :احواز اليوم وهل تعلم عن اقليم العربي الاحواز والاهواز 

الوار کوچنده ومهاجر مزدوران جاهل

عادل طرفي زويري زاده

122327

کانون الوار کوچنده که در سالهای اخیر تحت  بوشش طرح اسکان عشایر در سرزمین عربی واشغال شده عربستان الاحواز(خوزستان مجعول) به این سرزمین سرازیر شدند واز حمایت دولتهای  ظالم  وجاهل نظام  ددمنش وستمگر جمهوری ضد اسلامی بر خوردارند این مهاجران متجاوز در اعتراض به یک روز اضافه تعطیلی برای عید فطر که نه تنها عید دینی ملی ملت عرب الاحواز می باشد بلکه عید تمام مسلمانان نیز هست.  در یک نامه ی خطاب به احمدی نجاد ریس جمهور ایران اعتراض خود را به دادن یک روز تعطیلی برای ملت عرب الاحواز را اعلام کردند ودر این اعتراضیه وجود تاریخی وده هزار ساله ملت عرب را در سرزمین تاریخی انان را منکر وملتمان را عرب زبان ومقیم واجاره نشین الوار وبختیاریها دانسته ,انان  یک روز تعطیلی را اقدامی علیه امنیت ملی ایران وتمامیت ارضی ان دانسته وخنده اور این است که این الوار متخلف وجاهل خود را ایران بانان اریایی میدانند این در حالی است که بیشتر نویسندکان فارس ومورخین معتبر انان را مغولی وبختیاریها را از نجاد سامی واز کونه سر بهن  میدانند
در

المزيد


صفحات من تاريخ الاهواز المعاصر

أغسطس 14th, 2008 كتبها ليدالي اسدي نشر في , تاريخ

277kar

صفحات من  تاريخ الاهواز المعاصر

http://www.al-falahiya.net/ahwazhistory.php

ان امارة عربستان هى من الاقاليم العربية التى ضاعت من ايدى العرب نتيجة للمساومات الدولية والاطماع الاجنبية و خاصة معاهدة ارضروم الثانية والتى اوصت بضمها الى ايران دون مبرر رغم انها عربية خالصة منذ اقدم العصور , كما ان ايران لم تكن تستطيع فرض نفوذها عليها او ضمها بالقوة فى تلك الفترة , و سوف ندرس تاريخ هذة الامارة العربية و علاقاتيها بايران و وضعها السياسى خلال الحكم القاجارى فى ايران  و حكم الشيخ خزعل و سياستة فى الحفاظ على كيان  هذة الامارة وسط تيارات سياسية بالغة التعقيد  و علاقاتة مع اخوانة العرب فى العراق والكويت ونجد , ثم سياستة مع الحكومة اللبريطانية و تطور هذة السياسة اعقاب الحرب العالمية الاولى مع تزايد المصالح البريطانية فى عربستان  و خاصة فى الشؤن الملاحية فى نهر قارون و كذلك الامتيازات النفطية  للشركات البريطانية.

عربستان:

 تقع امارة عربستان فى الجزء الشمالى الشرقى من الخليج العربى  و هى امتداد طبيعى لسهول بلاد الرافدين و موقعها فى الجزء الاوسط من الحدود الشرقية من الوطن العربى و خطأ  فاصلأ  بين الحدود العربية   _  الايرانية و تقع عربستان بين خطى عرض 33.30 شمالأ , اما بالنسبة لخطوط الطول فتقع بين 51,48 شرقأ , وبهذا يكون امتدادها من الشرق الى الغرب يساوى انتدادها من الشمال الى الجنوب تقريبا  ,  وهذة يعنى انها تقع فى القسم الجنوبى من المنطقة المعتدلة الشمالية و يحدها شمالأ جبال كردستان , و من الشرق جبال البختارية و امتداد او جزء من جبال زاجروس, و تكون هذة الجبال الحد الفاصل الطبيعى  بين ايران و عربستان , ومن الغرب فيحدها العراق و شط العرب, و من الجنوب والجنوب الغربى فيحدها شاطىء الخليج العربى الشمالية. و من حيث طبيعة الارض والتكوين فان سهل عربستان هو امتداد ال

المزيد


تاريخ الأفكار وتاريخ الفلسفه

يوليو 24th, 2008 كتبها ليدالي اسدي نشر في , تاريخ


تاريخ الأفكار

http://www.hastim.com/information/arabic

عدل مقدمة

تاريخ الأفكار هو أحد الفروع العلمية الذي يبحث في تاريخ، وتطور وتغير أو الثبات في الأفكار البشرية عبر الزمن. كما يمكن اعتباره تخصصا شقيقا للتاريخ الثقافي intellectual history، أو مقاربة من مقارباته. والعمل في مجال تاريخ الأفكار قد يرتبط بإجراء أبحاث غير-تخصصية في مجالات تاريخ الفلسفة، وتاريخ العلوم، وتاريخ الأدب. الجدير بالذكر أن علم تاريخ الأفكار يعتبر من المواضيع العلمية القائمة بذاتها في السويد منذ ثلاثينيات القرن الماضي. كان ذلك عندما تم تعيين العلامة جوهان نوردستورم كبرفيسور في هذا التخصص في جامعة اوبسالا. أما اليوم، فهناك الكثير من الجامعات التي توفر دورات وحصص تدريسية في مجال تاريخ الأفكار، وغالباً ما يكون ذلك ضمن برنامج تعليم عالي.

عدل آرثر لوفجوي - مؤسس علم تاريخ الأفكار

قام المؤرخ أرثر لوفجوي (Arthur O. Lovejoy) بصك مصطلح “تاريخ الأفكار” ولقن طرق دراستها في العقود الأولى من القرن العشرين. عمل لوفجوي كبروفيسور للتاريخ في جامعة جون هوبكنز منذ 1910 وحتى 1938، وهناك أشرف على اجتماعات (نادي تاريخ الأفكار) الذي قام بتأسيسه لعدة عقود.

عدل مقاربة لوفجوي - الوحدات الفكرية كوحدات تحليلية

يعتمد علم تاريخ الأفكار عند لوفجوي على مفهوم الوحدات الفكرية (Unit-Ideas) كوحدات تحليلية قياسية. هذه الوحدات الفكرية تشكل لبنات البناء الأساسية لتاريخ الأفكار. فمن وجهة نظر لوفجوي، توجد هناك وحدات فكرية ثابتة في التاريخ، ورغم أن هذه الوحدات الفكرية غير متغيرة بذاتها، إلا أنها تنفصل وتلتحم عبر الزمن في سياقات وأنساق مختلفة لتعطي مفاهيم وظواهر تاريخية جديدة. فالتحول الذي يطرأ على الثقافات الانسانية من عهد إلى آخر هو في حقيقة الأمر تحول في أشكال العلاقات والارتباطات بين هذه الوحدات الفكرية الثابتة، وليس تغير في الوحدات ذاتها. أي أن هذه الوحدات تتمتع بدرجة معينة من الثبات، مما يتيح استعمالها كوحدات تحليلية. ويرى لوفجوي أن مهمة مؤرخ الأفكار هي اكتشاف هذه الوحدات الفكرية وتبيان مواقع مدها وانحسارها، وارتباطها وانفصالها عبر الحقب الزمنية المختلفة

| الصفحة الرئيسية |

تاريخ الفلسفة

تنقسم دراسة التاريخ ودراسة تاريخِ الفلسفةِ تقليدياً إلى ثلاث مراحل:

العصور اليواننية القديمة ، القرون الوسطى، و العصور الحديثة. هناك أيضاً الآن توجه لإدراج الفترةِ بعدِ الحديثةِ ضمن هذا التقسيم،أهم الفلسفات في هذه الفترة خصوصاً الوجودية. حاول إتيَان جيلسون، في كتابِه وحدة التجربةِ الفلسفيةِ ، إظهار إرتباطاتِ مهمةِ بين أفكارِ فترة القرون الوسطى وتطويرِها في الفترةِ الحديثة؛ هذه على نقيض تفسيرات تقليدية للفلسفةِ الحديثةِ على انها عصر جديد غير مكترث بالماضي.

تحرير الفلسفة اليونانية

تقسم الفلسفة اليونانية القديمة نموذجياً إلى :

و لا نعدم وجود فلاسفة قَبْلَ سقراطيين مهمين  :

تالس، أناكسيماندر، اناكسيمينس، بارمنديس، وهيرقليطس. لكن الإهتمامات الأساسية قبل سقراط على حد علمنا مِنْ الأجزاءِ التي تَبْقى منها ، كانت مرتبطة بالغالب بالميتافيزيقا؛

فقد كان همهم الأساسي فهم تركيب العالم الأساسي أَو معرفة مبدأ و أصل العالمِ. تبرز أيضاً في فكرهم حججَ أساسية حول التمييز بين الوحدة والكثرة إضافة إلى إمكانيةِ التغييرِ.

قام سقراط وتلميذه أفلاطون بثورة فلسفية شاملة ، وفي حين لم يكَتبَ سقراط شيئا، فإن تأثيره يبقى جليا من خلال تلميذِه. قام أفلاطون بتعريف القضايا التي ما زالَتْ تَتصارعُ في الفلسفة .

قام أرسطو، تلميذ افلاطون المُهتمّ بكُلّ أمور المعرفةِ، بتعميق النقاشات الأخلاقية كما عمّقَ أيضا دراسةَ الغيبيات، مطورا نظريةِ الأمثال المقترحة مِن قِبل أفلاطون و طرح نظرية الهيولى .

كَانَ ماركوس أحد الخطباءِ الرومانِ الأعظمِ والفلاسفةِ القانونيينِ مِنْ العالمِ القديمِ. توضيحه في القانونِ الطبيعيِ، الإعتقاد الذي حكم القانون يَجِبُ أَنْ يَكُونَ متجذّرا في طبيعةِ الكونِ بنفسها، حَملَ عظيماً يُذبذبُ في العالمِ القديمِ ومن القرون الوسطى. هو كَانَ Cicero الذي عرض واحدة من أوّل مفاهيمِ الكومنولثِ، كما a ناس إتّحدوا بالمصالح العامةِ وa إشتركَ في إحساسِ القانونِ ( lex ). جذّرَ الرومان قانوناً في مفاهيمِ الحقوقِ والقوَّةِ، التي خلال قوّتهم العسكريةِ سلّطوا في كافة أنحاء أوروبا.

كان القانون مفهومَا مهمَا في الشرق الأدنى عندما غَزاه الرومان وسيطروا عليه.و كانت طبيعة معيشة العبريين في القدس تتم وفق فَهْم معقّد للقانونِ وعلاقتِهم إلى خالقِ الكونِ. فالقانون بالنسبة لهم كان فكرةِ مرتبطة باساس وجودهم كشعب أَو أمة. القانون كَانَ هبة إلهيِة إلى الشعبِ العبريِ و وسيلة للحفاظ على هويتِهم ونقاوتِهم .

تحرير الفلسفة المسيحية

في الـ200 -400 المَسيحيِين الأوائلِ بَنوا على هذا الفَهْم العبريِ القديمِ. عدد مِنْ المفكّرين المسيحيينِ المهمينِ أرادوا فَهْم طبيعةِ القانونِ وعلاقتِه إلى الكنيسةِ المبكّرةِ. ارينيوس ليون، تيرتوليان، اوريغن وأمبروز مِنْ رتبةِ بين الأكثر أهميةً.

كان أوغسطين، على أية حال، الذي كَانَ عِنْدَهُ التأثيرُ الأعظمُ والأطولُ. أي متحول إلى المسيحيةِ، كَتبَ أوغسطين العديد مِنْ النصوصِ المهمةِ. إحدى ه قَرأتْ الأعمالَ على نحو واسع إعترافاته، سيرته الذاتية التي تُعيدُ حساب دِراساتَه في فلسفةِ Cicero، تحويله إلى الدينِ المعرفيِ Manicheanism، وتحويله النهائي إلى المسيحيةِ. نَصّ Augustinian الآخر المهم مدينة الله التي فيها تَجادلَ ضدّ الإدّعاءِ ثمّ تَوزيع بين بَعْض الرومان الذي المسيحيين كَانوا قضيّةَ هبوطِ روما. جادلَ أوغسطين بأنّ المسيحيين قَوّوا a يُفسدُ إمبراطوريةً، يَبطئ هبوطَه. في كتابِ يَتجادلُ ضدّ فَهْم Cicero للكومنولثِ، ذِكْر في البديلِ الذي الكومنولثِ مُعَرَّفُ مِن قِبل الناسِ الذين متّحدون في a إلتزام للإشتِراك في الذي يَحبّونَ.

بعد أوغسطين، العديد مِنْ المفكّرين المسيحيينِ المهمينِ، تَضْمين جوستينيان أنا، بوثيوس، وكريكوري الكبير شكّلَ فلسفةً في فترةِ من العصور الوسطى المبكّرة. قضية ذات أهمية كبيرة كَانتْ تُعالجُ السلطة السياسيةِ العظيمةِ التي الكنيسةِ أنجزتْ، خصوصاً في مكتبِ البابويةِ.

في القرن الثالث عشرِ، كَانتْ أعمال أرسطو قَدْ أَصْبَحتْ مؤثرَة مرةً أخرى، بعد أن فُقِدَ إلى أوربا الغربية منذ شلالِ روما. أحد مؤسسي الأعظم للفكرِ المسيحيِ والأرسطوطاليسيِ كَانَ توماس الأكويني. أصبحَ تأليفُه في الميتافيزيقيا الأرسطوطاليسيةِ وتَفَاهُم مع العمليِ التعليم المسيحيَ خاصيةَ فلسفة من القرون الوسطى. أي قضية مركزية التي منها كَانتْ تَفْهمُ طبيعةَ وجود في حد ذاته والله التي تُعرّفُ نفسه كخالقِ كُلّ الكائنات. في [[ ]]، الأكويني حاولَ الإجابة بإختصار يُهيّئُ كُلّ القضايا اللاهوتية الرئيسية مِنْ يومِه بتَركيب الإعتقادِ المسيحيِ بميتافيزيقيا الطبيعة الهيولية الأرسطوطاليسية.

قسّمَ الأكويني مفهوم القانونِ إلى أربعة أنماطِ: القانون الأبدي، قانون طبيعي، قانون إنساني، وقانون قدسي. يَعْكسُ القانونُ الأبديُ نوايا الله للخَلْقِ. إنّ القانونَ الطبيعيَ قوانينَ جوهريَ في أنْ يَكُونَ. إنّ القانونَ الإنسانيَ القانونُ الإيجابيُ للأمراءِ؛ والقانون القدسي إيحاءُ الله في الكتاب المقدّسِ. يَعتمدُ القانونُ الطبيعي على قوَّةِ العقلِ الإنسانيِ لمعْرِفة الشكلِ ومادةِ الأشياءِ وبذلك t (غرضهم الأبدي، هدف، أَو نهاية) الذي يَجْعلانِ من الممكن لمعْرِفة القانونِ الطبيعيِ. جادلَ الكويني بأنّ في النهاية tele (جمع telos ) دَمجَ إلى الرغبةِ لإنْجاز الإتحادِ مَع الله.


تحرير العصور الحديثة

وليام أوكام عَرضَ بديلَ هام للفلسفةِ التوماسية. تَجادلَ ضدّ المسلّمةِ الذي قَبلَها توماس الأكويني دون إثبات، بأنّ الفَهْم الحقيقي والدقيق يُمْكِنُ أَنْ يُعْرَفَ من خلال التجربةِ الإنسانيةِ، وهكذا اعنرض ضدّ القانونِ الطبيعيِ كما إقترحَه الأكويني.

المفكّرون الحديثون يَجِدونَ مُعظم القيمةِ في فكرِ ديكارت، الذي يُدْعَى أبَّ الفلسفةِ الحديثةِ في أغلب الأحيان، إقترحَ بأنّ الفلسفةِ يَجِبُ أَنْ تَبْدأَ ب نقد جذري حول إمكانيةِ حُصُول على معرفةِ موثوقةِ. في تأملاته ، يُحطّمُ كُلّ مؤسسات المعرفةِ بشكل منظّم ماعدا واحد (أَعتقدُ، إذا أَنا موجود)، وبعد ذلك يَستعملُ هذه الحقيقة المفردة لإعادة بناء نظام المعرفةِ. الأسئلة التي يَرْفعُ ثمّ تَكُونُ تَعاملتْ مَع مِن قِبل سبينوزا، مالبرانش، هوبز، أرنولد، جون لوك، لايبنتز، وديفيد هيوم. الفترة تميزت باجتماع العلومِ الطبيعة والعقليةِ.

العديد مِنْ النِقاشِ بين هؤلاء الفلاسفةِ الحديثينِ سبّبوا توترا في كُلّ مناطق الفلسفةِ، بشكل خاص الميتافيزيقيا. أخيراً، إمانويل كانت كَتبَ [[ نقد العقل المحض ]] وحاولَ مُصَالَحَة وجهاتِ النظر المتعارضةِ ويُؤسّسُ قاعدة جديدة لدِراسَة الميتافيزيقيا المتجذّرة في تحليلِ الشروطِ لإمكانية المعرفةِ. أي إدّعاء مركزي مِنْ برنامجِ كانت ل”النقدِ” تَضمّنَ تفنيدَ مفاهيمِ كلاسيكيةِ للميتافيزيقيا، و الذي إقترح تَحرّيا مفهومَ مجرد للوجود في حد ذاته.

جادلَ كانت الذي أَنْ يُسنَدَ لا شيءَ، مثل هذا الذي لإدِّعاءات “المجهول x “و” كينونة المجهول x ” هي تعابيرَ متكافئة. ليس هناك “كينونة” نظرية،إنما كائنات معيّنة فقط وهذه معروفة فقط كظواهر للتجربةِ الإنسانيةِ. لا معرفةَ للأشياءِ في حقيقتها . لقّبَ كانت هذه البصيرةِ في فلسفتِه ب “الثورة الكوبرنيقية “.

عَرضَ كانت فلسفته الأخلاقية في نقد العقل العمليِ “ذلك هناك لا شيء الذي جيدُ بدون مؤهلِ، ماعدا a نيّة حسنة.” لماذا هذا؟ ببساطة لأن أيّ شئَ في كل يُمكنُ أَنْ يَكُونَ أمّا جيد أَو شريّر ماعدا رغبة الفِعْل الخير الشيء الوحيد الذي يُوجّهُ العملَ الإنسانيَ لِكي يَكُونَ أخلاقيَ الفردُ سَيُريدُ طَاعَة قواعدِ السببِ. في مشهوره أولوية مطلقة، يَعْرضُ مبدأَ الحكمِ الأخلاقيِ: “في حد ذاته الذي مبدأ عملِه يُمكنُ أَنْ يَكُونَ willed الّذي سَيَكُونُ a مبدأ عالمي (حَملَ بكُلّ).” فكر كانت عَرضَ وسائل للتَفكير بالواجبِ الأخلاقيِ بغض النظر عن البرامج الغيبية، التي أصبحت مريبة جداً و موضع شك على ضوء التقدم علمي . الواجب للطَاعَة الذي أصبحتْ طلباتَ السببِ العمليةِ نمطِ المغزى التي تُفكّرُ المعروف بالكانتية. فلسفة كانتيان تُواصلُ إخْتياَر لمدة طويلة في النظريةِ القانونيةِ. علماء نظريون مثل جون راولس ويورجن هابرماس يَأتي مُعظم إلهامِهم مِنْ أسلافِ كانتيان.

بنهاية القرن التاسع عشر، على أية حال، تَجادل عِدّة فلاسفة مهمون ضدّ موقفِ نقدية كانت. أحد أكثر المؤثرِين كَانَ ادموند هوسرل، الذي أَسّسَ النمطَ الفلسفيَ المعروف بالظاهراتية phenomenology. نظرة هوسرل إلى الطريقةِ الفلسفيةِ المُلهَمةِ بشكل غير مباشر مع تشكيلة واسعة من المفكّرين المهمينِ في القرنِ العشرينِ. خلال كتاباتِ المفكّرين الكاثوليكيينِ، مثل إديث شتاين وكارول فوجتيلا (البابا جون بول الثاني) إقترنَت الظاهراتية بالتومسية التي يُعْتَقَد بأنَّها تَتحرّى طبيعةَ كرامةِ الشخصِ الإنسانيِ. إقترنتْ بالوجوديةُ، الظاهراتية مارتن هايدجر أَثّرَ على المفكّرين متنوّعين كيشب كارل، هانا أرين، بول ريكور، وجاك دريدا.

ع·ن·ت

دليل الفلسفة


المزيد


تاريخ: توت عنخ أمون من فراعنة الاسرة المصرية الثامنة عشر

يوليو 24th, 2008 كتبها ليدالي اسدي نشر في , تاريخ

توت عنخ أمون كان أحد فراعنة الأسرة المصرية الثامنة عشر في تاريخ مصر القديم, و كان فرعون مصر من 1334 إلى 1325 ق.م. في عصر الدولة الحديثة. يعتبر توت عنخ أمون من أشهر الفراعنة لأسباب لا تتعلق بانجازات حققها او حروب انتصر فيها وانما لأسباب اخرى لا تعتبر مهمة من الناحية التاريخية ومن ابرزها هو اكتشاف مقبرته وكنوزه بالكامل دون اي تلف واللغز الذي احاط بظروف وفاته حيت اعتبر الكثير وفاة فرعون في سن مبكرة جدا امرا غير طبيعي وخاصة مع وجود آثار لكسور في عظمي الفخذ و الجمجمة و زواج وزيره من ارملته من بعد وفاته وتنصيب نفسه فرعونا, كل هذه الأحداث الغامضة والإستعمال الكثيف لأسطورة لعنة الفراعنة المرتبطة بمقبرة توت عنخ أمون التي استخدمت في الأفلام وألعاب الفيديو جعلت من توت عنخ أمون أشهر الفراعنة لأسباب لا تتعلق على الأطلاق بالاهمية التاريخية او لأنجازات حققه اثناء سنواته القصيرة كفرعون

المزيد


العرب تاريخ وأمجاد: كتبها عرباوى

يوليو 4th, 2008 كتبها ليدالي اسدي نشر في , تاريخ

كتبها عرباوى

العرب هم سكان شبه الجزيرة العربية وبعض بلدان قارة آسيا كبلاد الشام وبلاد مابين النهرين كالعراق والأحواز وشمال أفريقيا وقد أتوا من شبه الجزيرة العربية، وينحدر العرب بشكل عام من الشعوب السامية التي سكنت شبة الجزيرة العربية والهلال الخصيب بشكل عام والعراق بشكل خاص.

هجرة القبائل العربية:

3500 ق.م

وفد العرب على شكل قبائل رحل بدو من الجزيرة العربية إلى العراق وجنوب شرقي تركيا والأحواز، وعاشوا مع السومريين، وقد شارك السومريون في بناء تلك الحضارة الأولى بالكتابة المسمارية، في حين شارك العرب بخبرتهم في ميدان هندسة الري والزراعة وصناعة الأدوات المختلفة والتجارة الداخلية والخارجية، وأسسوا العديد من المدن مثل مدينة أوروك. وقد امتد تأثير الحضارة السومرية إلى العيلاميين في الأحواز، وبلاد الأناضول، ومصر. وخاض السومريون العديد من الحروب مع العيلاميين، كما ازداد تأثير نفوذ ملوك كيش العرب إلى أن سيطر الأكاديون العرب على بلاد سومر سنة 2350 قبل الميلاد. ثم بسطوا نفوذهم على بلاد بابل وشمال بلاد مابين النهرين وعيلام وسوريا وفلسطين وأجزاء من الأناضول وامتد إلى الخليج العربي، حتى دانت لهم كل المنطقة. وبذلك أسس أول امبراطورية معروفة في التاريخ بعد الطوفان.

شهد العراق في عصرهم انتعاشاً اقتصادياً كبيراً بسبب توسع العلاقات التجاريـة خاصة مع منطقة الخليج العربي. كما انتظمت طرق القوافل وكان أهمها طريق مدينة أكاد العاصمة بوسط العراق الذي يصلها بمناجم النحاس في بلاد الأناضول، وكان النحاس له أهميته في صناعة الأدوات والمعدات الحربية.

وبعد سقوط الدولة الأكادية إثر غارات الغوتيين والقبائل الجبلية الأخرى عام 2130 ق.م تتابعت الهجرات من الجزيرة العربية إلى العراق ومنطقة الهلال الخصيب. ونشئت دول وحضارات كثيرة .

هجرة القبائل اليمنية

570 ق.م

هاجرت قبائل اليمن إثر انهيار سد مأرب ما بين عامي 570 و542 قبل الميلاد. إذ أدى انهيار السد لخراب الأراضي الزراعية، وتدمير شبكات الري. وعندما هاجرت هذه القبائل إلى مختلف أرجاء الجزيرة العربية، بلاد الشام، العراق، انشئوا مماليك دامت حتى الفتح الإسلامي ومنها مملكة الحضر ومملكة الغساسنة ومملكة كندة ومملكة المناذرة.

الفتح الإسلامي

بعد الفتح الإسلامي انتشرت القبائل العربية خارج الجزيرة العربية وانتشروا في تلك البلدان بعداد كبيرة، وقد الرحل الكثير من القبائل العربية إلى العراق، اما على صعيد إفريقيا فقد رحلت قبيلة بنو هلال إلى بلاد المغرب، ورحلت قبيلة قضاعة إلى مصر، ورحلت قبيلة بني حسان إلى ما يعرف اليوم باسم مورتانيا ورحلت قبيلة بني كنز إلى السودان وبلاد النوبة.


القبائل العربية

من القبائل العربية التي كانت في فترة ما قبل الإسلام (الجاهلية) وصدر الإسلام:

قحطان، طيء، الأزد، اياد، قيس، حضرموت، زبيد، عدنان، أشعر، قريش، لخم، أشجع، جذام، فزازة، تنوخ، قضاعة، الغساسنة، المناذرة، بنو عبدالأشعل، خولان، بنو سليم بضم السين ونسبتهم سلمي، كهلان، هوازن، باهلة، جهينة، بنو ساعدة، بنو عامر، بنو شيبان

المزيد





 

قالوا: وماالاحـــواز؟ قلت :حبيبتي  .. أرضي وتاريخي أنا أفناني  .. أحواز ما الأحواز بيتي نخلتي .. لغتي وأمي أمتي ولساني .. أحواز هذي سكتي ومحطتي .. أخواتي أيامي أنا,إخواني ..أخذوك مني؟لا فأنتِ في دمي ..من صرح عيلام لعبادانِ ..حاشا لمثلك أن تهان حبيبتي ..ياتاج كل الناس والأوطانِ ..الشاعر الأحوازي ناصر الفهد ..