نفس پاک صداقت
ای که موج نفست میبردم تا بودن
ای سکوتت دل من را نجوا
چقدر پاکی تو وچه خاموش و روان
نقطه ی آغازی تو برای بودن و ماندن
تو زبان همه ی چلچله ها را حفظی
تو فقط میدانی معنی دریا چیست
توفقط میفهمی راز پنهان دلم را که به بلبل گفتم
من به او نسپردم که به وقت خواندن
پیش گلبرگ شقایق ننشیند
وبدینگونه تو راز دل من را خواندی!
تو که تفسیر کلامم,تو که مقصوددعایم هستی
وتو که سنگ صبور دل آشفته و شیدای منی
ای که امواج پریشان به تو تعظیم کنند
لهجه ی نیلوفری تو مال من و دل آبی و ساده ام از آن تو باد
سخنی میگویم,بازبانی خاموش و نگاهی خیره


































